ما اودیم
سلام گل پسرم
با عرض معذرت،بالاخره بعد تقریبا دوهفته اومدم با کلی خبر
روز آخر ماه صفر ،مامانی در اثر توپ بازی با پسر دایی و پسر خاله ،صدمه دید و انگشت پاش شکست![]()
مجبور شدم پامو گچ بگیرم
این چند روز هم مهمون مامان جون و مامانی بودیم
این چند روز خیلی بهت خوش گذشت چون ....
چون هیچکی بهت کاری نداشت ،از گل نازک تر بهت نگفتن،دور و برت هم که شلوغ و ...
دیشب که بعد از چند روز به خونمون برگشتیم
مثل خودمون که میگیم:آخی ،هیجا خونه خودت نمیشه
شما هم ،خیلی خوشحال و ذوق زده،فوری به اتاقت رفتی و کلی با وسایل اتاقت حرف زدی(البته با زبون خودت)
توپتو ورداشتی و کلی با اون بازی کردی
خلاصه یه جا بند نبودی
با کلی سر و صدا و آه خوشحالی نمیدونستی چیکار کنی
در آخر فقط میتونم بگم:خداروشکر

اینم چندتا عکس با پای گچ شده مامانی





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



ما اودیم
